محل تبلیغات شما



خسته ام
مثل عاشقی که نام معشوقش
ورد زبان همه شهر است
خسته ام
مثل تفنگ روی دیوار پدربزرگ
که
روبه روی سر گوزن روی دیوار
قاب شده
خسته ام
مثل
نامه ای بی آدرس
که سالهاست
کنج قفسه ای
بی مقصد
معلق است
خسته ام
مثل خودم
وقتی همه شعرهایم
بی پایان است
باران رضاپور
12 آبان 98
از کتاب نامه های بی آدرس

Image may contain: 1 person, outdoor


من از تماشای دریا بازگشته ام
از آبی بی کران دقیقه های پر نور
از زیباترین شکل از الهه های باستان
من از
تنهایی زنی برگشته ام
که بعد از عمری درد
به درمان رسیده
از عمری تاریک بودن
به همنشینی خورشید پیوند خورده
اکنون
جز نور از من چیزی نخواهید
حتی اگر
در شبی پر از تاریکی احاطه ام کرده باشند
باران رضاپور
6 مهرماه 98


دارم فکر می کنم

به دستی

که نوازش نمی داند

به پنجره ای که بی خود باز شده

و شهری که شعر نمی خواند

من اینجا چه می کنم !

دارم فکر می کنم

دامن رنگارنگ پاییز

رهگذرانی که در باران زیاد می شوند

و زنی که

بلند بلند می خندد

من اینجا چه می کنم !

چه دروغ بزرگی است

انسان یک روز به دنیا می آید !

یک روز از دنیا می رود !

باران رضاپور

29 مهرماه 98

Image may contain: one or more people, ocean, outdoor and water


تصویر در تصویر از لیلا کشیده
عاشق شده تصویری از رویا کشیده
مجبور بوده بی صدا درخود بمیرد
دق کرده تا تصویری از دریا کشیده
دق کرده و بی دست هایت گر گرفته
از زندگی بی چشم هایت پا کشیده
مرگ بدون علتی در رومه
از بی وفایی های این دنیا کشیده
سیگار و خودکار و غمی تا بی نهایت
شاعر شده اندوهی از فردا کشیده
عکس جوانی با عصا در قاب ها بود
تصویری از فردای بی مینا کشیده
باران رضاپور

Image may contain: 1 person, closeup


این بار هزارم است که می میرم
بدون آنکه قبری داشته باشم
بار صد هزارم است
که به دنیا می آیم
بدون آنکه
مادری داشته باشم
درست بعد از نرسیدن
رسیدن شروع می شود
اما چه فایده
برگی که از درخت افتاده
افتاده .
و قطاری که رفته
رفته .
و قلبی که شکسته
شکسته .
باران رضاپور
23 آبان 98

Image may contain: outdoor


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

محیط پر نشاط در مدرسه چگونه است؟ محمد بهمنش