خسته ام
مثل عاشقی که نام معشوقش
ورد زبان همه شهر است
خسته ام
مثل تفنگ روی دیوار پدربزرگ
که
روبه روی سر گوزن روی دیوار
قاب شده
خسته ام
مثل
نامه ای بی آدرس
که سالهاست
کنج قفسه ای
بی مقصد
معلق است
خسته ام
مثل خودم
وقتی همه شعرهایم
بی پایان است
باران رضاپور
12 آبان 98
از کتاب نامه های بی آدرس



درباره این سایت